Sun 16 Nov 2008
از توقيف شهروند امروز تا نامه خطاب به فرزندان آقای علی کردان
توقيف شهروند امروز
خبر کوتاه و کوبنده است: شهروند امروز توقيف شد! من گرچه سعی می کنم با
رويدادهای تلخ و محتوم آن گونه که هست رو به رو شوم، نمی دانم چرا از
شنيدن اين خبر يکه می خورم و ناراحت می شوم. ياد نوشته ی جناب دکتر سروش
می افتم در کتاب قبض و بسط تئوريک شريعت و جمله ی "توقف و تعطيل اندوه
آفرينِ مجله ی کيهان فرهنگی" (*). صفتِ "اندوهآفرين" جداً که شايسته ی
اين حکايت است؛ حکايتی که متاسفانه به رغم تمام تلاش ها کوتاه نمی شود.

يکی از دلايل ناراحتی ام اين است که چند وقتی بود می خواستم مطلب
کوتاهی در باره ی شهروند امروز بنويسم؛ در باره ی خودِ شهروند، نه اين يا
آن نوشته؛ نه اين يا آن نويسنده. در دفتر يادداشت ام اين ها را قلم انداز
کرده بودم تا سر فرصت اصل مطلب را روی کاغذ بياورم:
"چ.ک.د.ش.ا. [مخفف چند کلمه در باره شهروند امروز]
در فرهنگ امروز ما، نقد يعنی نفیِ طرف مقابل. چه ناظر نقد باشيم چه طرف
نقد، اين باور وجود دارد [روی وجود دارد خط کشيده شده و به جای آن "به
وجود آمده" نوشته شده] که نقد فلان کس، يا فلان چيز، يا فلان کار، يا فلان
نوشته يعنی داشتنِ ضديتبا/تنفراز آن. اما منتقد واقعی کسی ست که نقد را
نه به خاطر ضديت و نه به خاطر تنفر می نويسد. منتقد نمی خواهد کسی را
نابود کند يا باعث نابودی کسی شود. اشاره به خوب و بد و تاکيد بر بد، تنها
به منظور تصحيح بد و بهتر شدن خوب هاست. اما چه بايد کرد که طرفِ نقد و
حتی ناظرِ نقد، بر اساس فرهنگ غلطی که نشات گرفته از رفتارهای گذشتگان
ماست چنين برداشتی دارد؟ نتيجه ی چنين برداشتی، نفرت متقابل نسبت به منتقد
است؛ منتقد، و نه کسی که به نام منتقد، خواهان نفی طرف مقابل است. اين ها
را گفتم تا چند کلمه در باره ی نشريه ی شهروند امروز بنويسم [روی نشريه خط
کشيده شده]. اين نشريه، روز به روز کيفيتی حرفه ای تر پيدا می کند طوری که
وقتی تصور می کنم روزی به دست قاضی مرتضوی اعدام شود [روی "دستِ" خط کشيده
ام و نوشته ام "فرمانِ"] جامعه ی فرهنگی چه خسارتی خواهد ديد و برای يک
خواننده مثل من چه خلاء بزرگی به وجود خواهد آمد. اين مقالات در شهروند
امروزِ اين هفته بسيار خواندنی بودند:..."
ادامه مطلب
Sun 16 Nov 2008
یکهفته با خبر " دکتر نوری زاده "

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند...
او با ما نیست
پیشدرآمد: رویای مارتین لوترکینگ به کاخ سفید رسید، اما خیالات
سیدعلی آقا و نوکرانش، از علی آقا لاریجانی گرفته تا محمود تحفه آرادان،
بر اینکه «او ـ با ما است» با همان اولین مصاحبه مطبوعاتی پرزیدنت «باراک
اوباما» به کابوس تبدیل شد.
سه شنبه شب بیدار نشستم و با آنهمه شادی و شوق و زیبائی شریک شدم، اشکهای
«جسی جکسون» دیدهام را به اشک نشاند و از آن بیشتر سخنان «مک کین» وقتی
پیروزی حریف دمکراتش را تبریک میگفت، دل و جانم را لرزاند. خدایا اینها
کی هستند، ما حتی در این سوی عالم اگر با کسی اختلاف نظر داشته باشیم،
حاضر نیستیم نامی بهتر از شمر بن ذی الجوشن و حرمله نابکار برایش بر زبان
آوریم و خدا نکند کسی را مورد لطف قرار دهیم آنگاه است که طرف یک پله از
حسین بن علی هم بالاتر میرود. اصلا فرشته معصوم خدا میشود. اگر طرفدار
آریامهر هستیم، همه آنها که مورد بی مهری او قرار گرفته اند و یا در
دورهای با او اختلاف داشته اند، خائن و وطنفروش و نوکر بیگانه می شوند،
و اگر دلبسته دکتر مصدق باشیم شاه که تکلیفش معلوم است، صف شیاطین با سید
حسن کاشانی آغاز میشود و تا بقائی و مکی و البته قوام السلطنه و زاهدی
ادامه مییابد.
باقی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
Mon 27 Oct 2008
از چند کلمه با مسيح علی نژاد تا زنان ايرانی از فرح پهلوی بياموزند
چند کلمه با مسيح علی نژاد
"برای کتاب من آزاد هستم روزهای عجيبی را تجربه می کنم هم مهربانی های دوستان ناديده ام را دوست دارم و هم نقد ها و گلايه ها و طعنه ها را نيز. اين روزها با همه دوستانی که کتاب خريده اند يا دلگرمی داده اند و همراهی کرده اند انگار زير يک سقف کار کردم، زندگی کردم، دستپاچه شدم، نگران شدم و لذت برده ام. کار جمعی بی نظيری بود... در مذاکره آخرم با ناشر به اين نتيجه رسيديم که چاپ اول کتاب خارج از ايران به فروش می رسد و چاپ دوم را برای ايران و با مبلغ مناسب تر منتشر خواهم کرد. اينجا کتاب ها را آن لاين می فروشم و در ايران هم روی زمين خيابان انقلاب می نشينم و هر که همراه بود يک يا علی بگويد..." «وب لاگ مسيح علی نژاد»
مسيح عزيز
درست است که اين چند سطر را خطاب به شما می نويسم، اما حقيقت اين است که مخاطبم نه فقط شما که خوانندگانی هستند که دستی به قلم دارند و اين سطور را می خوانند. من اصولا در مورد موضوعی که بخواهد به عمل منجر شود چيزی نمی نويسم چون با نام خود نمی نويسم و اين حد را برای خود قائلم که از چهارچوب های يک بحث کلی و عمومی -که می تواند از زبان هر کس شنيده شود- بيرون نروم و در مقام توصيهگر و دعوتکننده به کنشهای سياسی و اجتماعی ظاهر نشوم. اتفاقا بحث من بر سر همين کنشهای سياسی و اجتماعی و نقش اهل قلم در آن است.
باقی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
Mon 27 Oct 2008
یکهفته با خبر " دکتر نوری زاده "

... غرّه مشو که گربه زاهد نماز کرد
تندروهای جهان متحد شوید
1ـ وقتی خوب بر گفتهها و عملکرد رهبران حزب تندرو «شاس» اسرائیل نظر میکنم بدون هیچ تردیدی حاج حبیب مؤتلفه و شرکا را میبینم، البته کاری ندارم که حاج حبیب، جدید الاسلام است و جد او وقتی از دماوند به عودلاجان نقل مکان کرد به علت فضای ضد یهودی که در اواخر سلطنت ناصر الدینشاه در بعضی محلات تهران حاکم شده بود اسلام آورد وپنجاه سال بعد که فرزندش ناچار شد شناسنامه بگیرد لقب «تازه مسلمان» در جوار اسمش نشست، اما وقتی رهبر حزب شاس وزعیم یمنیهای یهودی را در اسرائیل مشاهده می کنم که رگ غیرتشان به جوش آمده که یک سیاستمدار مؤنث کشورشان پس از سالها تلاش و سیاست ورزی اینک در آستانه تشکیل کابینه خویش است لحظهای تردید به خود راه نمیدهم که اسلام ناب انقلابی محمدی در دو وجه شیعه ولایتی و سنی سلفی را در کنار یهودیت ناب سلفی رادیکال، و مسیحیت ناب افراطی قرار دهم.
در واقع هر سه این مکاتب در کنار دکانهای تعصب و جهل در دیگر مذاهب از یک گنداب سیراب میشوند. برای اینها زن موجود پست و نجسی است. در دوران عادت ماهانه زنان که یک امر طبیعی فیزیکی است و مخلوقات همگی در نوع ماده خود آن را تجربه میکنند، پیروان این دکانهای افراطی، زنان را موجوداتی غیرقابل معاشرت تلقی میکنند. ظرفشان جدا میشود و بالش آنها جدا.
باقی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
Mon 27 Oct 2008
شهر قصه " بيژن مفيد "
Mon 27 Oct 2008
دفتر شعر " وحید سرباز "

Thu 23 Oct 2008
چرا براي فردوسيپور يك ميليون پيامك در كمتر از 2 ساعت ميفرستيم،اما براي خليج فارس...
گوش شیطان کر ! سرانجام اعتراض به بهکارگیریِ نام مجهول برای خلیج فارس در گوگلارث، تا بامداد روز پنج شنبه ، ۲ مهر ۸۷ به ۹۸۸ هزار امضا رسیده است. یعنی بعد از ۹ ماه حالا دیگر فقط ۱۲ هزار امضا کم داریم ! بیشک ما ایرانیها مردمان عجيبی هستيم؛ از يک سو به اغلب كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس بيشترين انتقادها را وارد ميسازيم، و از طرف ديگر، گذرنامههای تکتکمان ممهور است به مُهر سفارت امارات متحده عربی در جوانی و عربستان سعودی در پیری!

از آن طرف دم زدن از وطنپرستی و تمدن دو هزار و پانصدسالهمان گوش فلک راکر کرده، و از اين طرف به سختی توان گردآوریِ يکميليون امضا برای جلوگيری از تغيير نام خليجفارس را داريم؛ و در همان حال به راحتی یکميليون پيامک در دو ساعت برای عادل فردوسیپور و برنامهاش میفرستيم. واقعاً مسامحهکار و بیخیال شدهایم. اگر کسی را سراغ دارید که هنوز این اعتراض را امضا نکرده، برای جمعکردنِ این پنجاه هزار امضای باقیمانده این نشانی و ضرورت و اهمیتِ این کار را به او یادآور شوید:
http://www.petitiononline.com/mod_perl/signed.cgi?sos02082

با تشکر از وبلاگ نگارک در مورد یادآوری این موضوع
Thu 23 Oct 2008
آموزش فلسفۀ علمی یا بنیاد آموزش انقلابی " احسان طبری "
Thu 23 Oct 2008
مصاحبه با تيمسار ارتشبد حسن طوفانيان-ضياء صدقي

تيمسار طوفانيان معروف به تيمسار بيست درصدي مسوول خريد تسليحات ارتش شاهنشاهي بود.سران ارتش از اين جهت به او لقب بيست درصدي داده بودند كه معروف بود او از هر معامله اسلحه رقمي معادل بيست درصد را به جيب مي زند.
مشهور است كه او در ابتداي انقلاب توانست با پرداخت پنجاه ميليون تومان پول نقد به يكي از سران وقت از كشور بگريزد.
لینک دانلود
پسورد : melliblog.tk




