کتابخانه رایگان و مقالات سیاسی روز
اقتضای جان چو ای دل آگهی ست / هر که آگه تر بود جانش قوی ست
Thu 2 Oct 2008
فرمانده چه گوارا
نامش ارنستو بود، ارنستو چه گوارا. با چشمانی عمیق و نافذ و نگاهی مقتدر، لبخندی بی اعتنا. بر پارچه سرخ نشست و پرچم شد تا برای همیشه فرمانده بماند. پرچمش تنها باقیمانده دنیای سرخی است که سالهاست نابود شده است.
ادامه مطلب
چه گوارا از یک سو سوسیالیست است، اما بسیاری از آنان که سوسیالیسم را دوست ندارند، او را دوست میدارند. انگار سوسیالیزم لباسی کوچکتر از اندازههای فرمانده است.
چه گوارا یک قهرمان است، اما تنها بهخاطر شهامتش نیست که دوستش میداریم، انگار زیبایی او و تصویری که از او مانده است، بر شهامتش هزار بار افزوده است.
چه گوارا زمانی وزیر دولتی بود که اکنون همان دولت زنده است و به تکرار گذشته مشغول است، اما انگار مرگ چه گوارا را از تکرار گذشته و نفرین تاریخ نجات داد.

چه گوارا کشته شد، مجسمه شد، بر پارچه سرخ نشست تا برای همیشه پرچمی باشد تا در دست هرکسی که از وضعیت خسته شده است، هر کسی که فردای رویایی را به کابوس اکنون ترجیح میدهد، هر که رویای عدالت و آزادی دارد، افراشته شود.
باقی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک پزشک آزاد اندیش ایرانی
در 16:37 | لینک ثابت
•

